چقد سخته وقتی بعضی چیزا رو میشنوی

مثل بعضی کلمات...

بعضی حرف ها...

بعضی اصطلاحات...

بعضی جاها...

بعضی چیزا...

ک تداعی گر کلی خاطره اس برات.

وقتی ک بخودم میام، میبینم چشام پره اشکه...

هیچ کاریشم نمیتونم بکنم، خودش خود بخود میاد.

فقط باید سری حالتمو عوض کنم تا کسی نفهمه...

ولی ی نفر همون اول اول حالمو خوب فهمید...