:(
نام مرا گذاشتند "با جنبه" بی آنکه بدانند: خندیدم تا کسی صدای شکسته شدن قلبم را نشتود...
نام مرا گذاشتند "با جنبه" بی آنکه بدانند: خندیدم تا کسی صدای شکسته شدن قلبم را نشتود...
می دانی سیم آخر چیست؟
همه خيال می کنند که سيمِ
آخر ساز است.
حتا يک نوازنده بی سواد روی صحنه زد به سيم آخر تارش گفت: اين هم سيم آخر.
اما سيم آخر يعنی وقتی می رفتند قمار، سکه زرشان را که می باختند، جيب شان را می گشتند،
آخرين سکه ی سيم را هم به قمار می زدند.
می زدند به سیم آخر، به اميد بردن همه هستی، يا به باد دادن آخرين سکه ی نيستی.
من هم دلم می خواست در این قمار بزنم به سیم آخر، اما گلستان به من گفت:«ببین زری که باختی اصل بود؟»
رفتم توی فکر...مـــاه مـن غــصه نـخور زنـدگي جــذر و مـد داره
دنــــيامـون يـــه عـــــالمه، آدم خــوب و بـد داره
ماهُِ من غصه نخور همه کـه دشـمن نمي شن
هــــمه کـه پــــر ترک مــث تـو و مــن نمي شن
مــاه مــن غــصه نـخور مــــثل مــــاها فـــــراوونه
خيلي کم پيدا ميشه کسـي رو حرفش بمونه
مــاه مـن غــصه نـخور، گــــريه پــــــــناه آدماس
تـــر و تــــازه مـوندن گـل، مال اشک شـبنماس
کثیف بودنِ بعضی آدم ها اذیتم نمیکنه !
اما بعضیا خیلی پاکن؛
این که قراره اینا گیره اون کثیفا بیُفتن,
اعصابم رو خورد میکنه…!
همیشه نباید زد...گاهی اوقات هم باید خورد!"حرف ها را"..
سفره را جمع کردم و در یخچال گذاشتم ولی ناگاه !! پ
صدای دلنشینی و آهنگینی را شنیدم.
به مادر گفتم : می شنوید؟ گفت : چی ؟
گفتم: صدای آهنگی دلنشین می آید
مادر گفت: آنچه می شنوی ، قل قل سماور است و صدای گر گر بخاری ، صدای باد که شیشه های پنجره را می لرزاند ،
صدای خش خش کاغذی که خواهرت روی آن می نویسد .
صدای شستشوی ظرفهای من و صدای بوق و عبور ماشینها در خیابان است .
گفتم صدای دیگر هم هست...
صدای آهنگین شما که داشتید حرف می زدید
پدر گفت : و صدای گوش تیز کردن من که داشتم به حرف های شما گوش می دادم !
هر سه خندیدیم .
زیبا تبریزی
و اين تقصير تو نبود ....
قدت به عشق نميرسيد ... !!!
دخترشو برد پیش شیخ و ماجرا را براش توضیح داد و شیخ هم قبول کرد و رفت.
شب شد و دختر دید شیخ بستر دخترو بغل بستر خودش آماده کرد و خواست که بخوابه...
دختر با زحمت تونست از دست شیخ فرار کنه، هوا خیلی سرد بود،
دختر بعد از فرار هیچ لباس گرمی به تن نداشت، توی راه دید که یه عده دور آتیش جمع شدن و دارن مشروب میخورن و مست کردن،
با خودش گفت اون که شیخ بود می خواست باهام اون کارو بکنه اینا که مست هستن جای خود دارن.
یکی از مست ها دخترو دید و به دوستاش گفت که سرتون به کار خودتون باشه، تویاین صحبت ها دختر از شدت خستگی و سرما از حال میره و میافته،
یکی از مست ها میره دختر و بغل میکنه و میاره بغل آتیش تا گرم شه،
یه کم بعد که دختر بهوش میاد میبینه که سالم و گرم هست و اونا دارند کار خودشونو میکنن،
اونجا بود که میگه یه پیک هم واسه من بریزین و میخوره و این شعر رو میگه :
از قضا روزی اگر حاکم این شهر شدم
خون صد شیخ به یک مست فدا خواهم کرد
ترک تسبیح و دعا خواهم کرد
وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد
تا نگویند که مستان ز خدا بی خبرند !
نفسم هم که باشی !
دیر برسی ؛من رفته ام ... !!!
امّا باور نداشتم...تا آن زمان كه فهميدم...
وقتي دل مانـــدن ندارم...پاي ايستادن هم نيست.. !
کفش برلوتی پاشون میکنن
اودکلن خاص مثل لالیک میزنن
مشروب فقط ویسکی میخورن
قهوه رو بدون شیر و شکر میخورن
اونایی که یه آهنگ پینک فلوید رو 100 بار گوش میکنن
همونایی که سیگار رو آخر انگشتاشون نگه میدارن
همونایی که راجبه همه چیز اطلاعات دارن
همونایی که تنها کافه میرن
تنها رستوران میرن
اینا همونایین که یه زمان اسپورت میپوشیدن , خیلی مرد معمولی بودن!
ولی یه روز.....
اگر لازم است، بگویید " نه! " و " طناب پوسیده ی " رابطه را رها کنید..!
حال همه ما خوب است، اما تو باور نکن .!.
![]()
مجـــلـه برگـــی از کتــــاب (6)
حاجی آقا / صادق هدايت / سال انتشار ۱۳۴۴
توی دنیـــــــا دو طبقه مردم هستند: بـــــــچاپ و چاپیـــــــده.
متن در ادامه مطلب...
اگر در زندگي به ناگاه يكي ازسيم هاي سازت پاره شد ؟
بقيه آهنگ زندگي راچنان بنواز، كه هيچ كس نداند، بر تو، چه گذشت؟
مــدتـهـاسـت ...، چـتـــر ِ مـنـطــق را بـــر ســر گـــرفـتــه ام !
تــا بـــارانِ " عـشـــــق " را... تـجــربـــه نـکــنــم !
دیگـر تـوانِ مـقـابـلـه بـا تــب و لــرزرا ندارم!
مدتهاست سرما که خورده ام.........!!!!!!!
===ஜღȺღஜ===
_Ali_
افسرده و دلتنگ چرا مثل منی،
من عاشق اویم که رنگم شده زرد،
تو عاشق کیستی که همرنگ منی…
خیالم کوچک نیست، تو بزرگی...!...
در دلم هوای دلتنگی پیداست...!...
کـــه بــبـیـنــی ابـــلــهـی درآنــچــه تــو شــکـســت خـــوردهای مـــوفـق شـــده اســـت.
روزی می رسد ....
که دلت برای هیچ کس ؛به اندازه ی من تنگ نخواهد شد !
برای نگاه کردنم...
خندیدنم...
اذیت کردنم ...
برای تمام لحظاتى که در کنارم داشتی!
روزی خواهد رسید که در حسرت تکرار دوباره من خواهی بود...
می دانم روزی که نباشم هیچکس تکرار من نخواهد شد... !!