ما هم یکروز خوب می‌‌شویم!

طوری نیست، ما هم یکروز خوب می‌‌شویم!

یکروز،  از بلندای فواره ی احساس به هنگام دیدن رنگین کمان به خوردن غصه‌های بی‌ شمارمان می خندیم...!!

طوری نیست،  فقط حوصله نداریم  اعصاب هم کمی‌ ... 

آن هم تقصیر کسی‌ است که ما را تنها،  با همین چند واژه  یتیم گذاشت و رفت! 

طوری نیست،  دنیا به آخر نرسیده است که اینگونه، بر اندام بهار، دلتنگی‌ می‌‌بافیم!

دختر باران نیز همین را می‌‌گوید؛ یک روز خوب می‌‌شویم!

نشان به آن نشان، که از شوق رقصیدن زیاد میان عاشقانه ها به رسم پاکدامنی هرچه دختر است، به رسم یکرنگی هرچه مرد،

شالگردن‌هایمان را  با هم عوض می‌‌کنیم و عکس می‌‌اندازیم.....!!

میلاد حضرت فاطمه ی زهرا(س) مبارک

امروز روز توست مادر، ای مهربان*ترین فرشته*ی خدا...

بگو چگونه تو را در قاب دفترم توصیف کنم؟

صبر و مهربانی*ات را چطور در ابعاد کوچک ذهنم جای دهم؟

آن زمان که خط خطی*های بی*قراری*ام را با مهر و محبتت پاک می*کردی و با صبر و بردباری، کلمه به کلمه*ی زندگی را به من می*گفتی، خوب به خاطرم مانده است.

و من باز فراموش می*کردم محبت تشدید شده*ات را...

در تمام مراحل زندگی، قدم به قدم، همپای من آمدی، بارها بر زمین افتادم و هر بار با مهربانی دستم را گرفتی.

آری، از تو آموختم، حتی در سخت*ترین شرایط، امید را هرگز از یاد نبرم.

یادم نمی*رود چه شب*ها که تا صبح بر بالینِ من، بوسه بر پیشانیِ تب دارم می*زدی...و چه روزها که با مهر مادرانه*ات، لقمه*های عشق را در دهانم می*گذاشتی...

وقتی بوسه بر دستان چروکیده*ات می*زنم، یاد کودکی*ام می*افتم که همیشه به خاطر لطافت دستانت، به همه فخر می*فروختم.

و حال به خاطر خشکی دستانت با افتخار می*گویم كه:

«این دستان مادر من است که تمام زندگی*اش را به پای من گذاشت»


من با نوازش همین دست*ها بزرگ شده*ام و امروز با تمام وجودم می*گویم:

«مادرم، مدیون تمام مهربانی*هایت هستم و کمی کمتر از آنچه تو دوستم داری، دوستت دارم، چون هرگز به پای مهربانی تو نخواهم رسید...»

ادامه نوشته

...بازی وبلاگی آرزو ها...

سلام دوستان؛

گویا یه بازی جدیده که بین دوستای وبلاگی منتشر شده!!

به لطف یکی از دوستام "هدهد" بنده هم وارد این بازی شدم  و قراره که سه نفر دیگه رو هم من انتخاب کنم

امیدوارم قبلا به  دوستایی که من انتخاب کردم کسی این بازیو پیشنهاد نکرده باشه...!

اولین دوستم بهار خانم

دومین دوستم خانم مهتاب

سومی هم فاطمه خانوم هست.

کارت دعوتشونم تو راهه!!! براشون میفرستم!!


حالا آرزوهای خودم:

* آرزوی اولم سلامتی ماردم هست که واقعا از ته دل از خدا میخوام همیشه شاد و سلامت باشه...

* آرزوی دومم موفقیت در راهی که توش قدم گذاشتم و دوسش دارم و انحراف پیدا نکردن از اون راه...

* آرزوی سوم هم ک حالا بماند...