خدایا خسته شدم ...
خسته شدم از دست این آدمای دورو برم.
ازدست این کثافت کاریایی که دارم میبینم.
از دست خیلیا...
خیلیا فک میکنن من آدم ساده ایم.
ولی نه من فقط دوس ندارم مثل بقیه باشم.
دوس ندارم ذهنمو وارد یه سری مسائل کنم.
من دوس ندارم آدم خوش رنگ و لعابی بنظر بیام.
دوس ندارم ظاهر و باطنم یکی نباشه.
من سادگیمو، آرامشمو، تنهاییمو دوس دارم
چون توش هیچ بویی از خیالت و حیله و نمیدونم خیلی چیزای دیگه نیس
دورو برم پرشده از دروغ...
„جالبه بعضا اینقد راحت تو چشات نگا میکنن و دروغ میگن
نمیدونم چرا و لی ما عادت کردین برا مسائل پیش پا افتاده هم الکی دروغ بگیم„
دوروبرم پرشده از خیانت...
دورو برم پرشده از افکار پلیید...
واااای خدا یه حرفیو صادقانه بزنم.
خسته ام...
خسته ام از آدمات
خسته ام از دوروبریام
خسته ام از خودم که این چیزارو مبینمو کاری جز سکوت نمیتونم بکنم.
دارم داغون میشم.
شاید این اولین پستی باشه که دارم خودم مینویسم
خیلی آرووم شدم.
شاید دوباره بنویسم البته شاید...
Ⱥ